بالا بالا بالاتر!

«در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد
و میتراشد.

این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این
دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند
و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان
سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند.»

زخم یعنی در راه صعود زندگی، با بهمنی از خرابی ها و بدبختی ها روبرو شوی و تنها مرد می خواهد که لبخندی از روی امید به آینده بر این بیشمار زخم الهی نازل شده از آسمان بزند و بگوید: «باز ایستید و بدانید که من خدا هستم

/ 4 نظر / 16 بازدید
سالار

سلام و درود به تو دوست عزیز هیچ فکر میکردی به این زودی سایتت بازدید کننده داشته باشه ولی من اومدم و دلم می خواد دوستامم بیان اگر لطف کنی لینک منو تو سایتت بزاری بهت قول میدم زود لینکتو به سایتم اضافه کنم حالا اگر لطف کنی ممنون میشم http://linkche.persianblog.ir لینک بازی حمید جان منتظرما راستی نظرتم در مورد سایت ما بگو در ضمن اگه همراه ایمیل آدرس سایتت رو هم برام بزاری ممنون میشم

آنا

خانه تیم خوبیه. بچه هاش هم باصفا هستند. یکی از بهترین دوستای من تو خانه است. خانم خادمی. موفق باشی

سعید

انتظار دیدن مطالب جدید

حمید شریعتی

سعید جان سلام نمی دونم تو داداشمی یا یه سعید دیگه! ولی در هر حال من این وبلاگ رو دیگه آپدیت نمی کنم. یعنی امکانش رو ندارم!