در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خوردو میتراشد.

    این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که ایندردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارندو اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشانسعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشرهنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط

شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوسکه تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت دردمیافزاید.

    آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی ، این انعکاس سایهء روحکه در حالت اغماء و برزخ بین خواب و بیداری جلوه می کند کسی پیخواهد برد؟

 

سلام

خداحافظ

چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بل باز شود این در گمشده بر دیوار

/ 0 نظر / 4 بازدید