کوه نورد


خاطرات کوه نوردی حمید شریعتی

اسپیلت

ابن برای اولبن بار بود که من، داود و علی با هم کوه‌پیمایی می‌کردیم. طبق معمول به علت مشغله کاری داود مجبور شدیم شب (حدود ساعت 8) حرکت کنیم. از دردسر موتورسواری سه ترک بگذریم که خودش کلی ماجرا داشت بگذریم بحث اینکه کجا شب رو سرکنیم، برای خودش ماجرایی داشت.

 

اول که قصد خوابیدن در شیرپلا رو داشتیم، ولی...

جان پناه شروین - شب هنگام

 

جان پناه شروین - شب هنگام

 

سر از شروین در اوردیم.

روز بعد، پس از استراحت شبانه باز هم قصد صعود توچال رو داشتیم ولی ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نفهمیدم چی شد که از اسپیلت سر در آوردیم!

 

 

 

 

 

 

و بعدش هم کللچال و ...پایان

   + - ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢