کوه نورد


خاطرات کوه نوردی حمید شریعتی

مربی گری

در آخرین دوره کارآموزی یخ و برف سال ١٣٨٧ که جهت داشتن شرایط حضور در تست مربیگری کوهپیمایی درجه ٣ مجبور به گذراندنش بودم، به خاطر اینکه نشد به یه هفته ختم بشه، مانع شرکت ما در تست مربیگری شد و مجبور شدیم تا نیمه دوم سال صبر کنیم که هیئت کوه نوردی استان تهران دوباره برگزار می کند.

البته تا اون موقع فرصت خوبی بود که تجربیات بیشتری کسب کنم و برای همین تصمیم گرفتم به عضویت گروه خانه در بیام. درست روز تشییع پیکر ابراهیم شیخی در جلسه خانه کوه نوردان تهران با گزارش کاملی از نحوه انتقال پیکر پاک این شهید کوه، انگیزه قوی تری برای ادامه کار با این گروه پیدا کردم.

به هر حال امیدارم تا مربیگری بتونم چیزهایی که باید یاد بگیرمچشمک

یادش به خیر! دماوند زمستونی ٨۵، با آقای کرباسی و رامین، تا ارتفاع ۵٠۵٠ بیشتر نتونستیم بریم بالا ( آخه سرعت باد تو قله ٧٠ کیلومتر بر ساعت اعلام شده بود) اما آقا ابراهیم رو که برای اولین بار بعد از صعود موفقیت آمیزش شب هنگام در گوسفند سرا دیده بودم، تحسین می کردم که به گفته خودش ۵ دقیقه رو کلنگ می شست تا باد اجازه کمی راه رفتن بهش بده! حتی عبدالله ناهید هم که سدومین بار بود می دیدم (اولین بار جون رفیقم رو نجات داده بود) نتونست صعود کنه بقیه بماند. همین بس که عبدالله ناهید که بعد از ابراهیم شیخی جرأت کرده بود تا تپه گوگردی بره صورتش رو سرما زده بود و از چشماش فقط یه خط قابل تشخیص بود. آقا ابراهیم دوست داریم...

گزارش تصویری مراسم تشییع زنده یاد ابراهیم شیخی

مراسم تشییع و دفن پیکر ابراهیم شیخی

 

   + - ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/٢٢