کوه نورد


خاطرات کوه نوردی حمید شریعتی

اولین برف شهر

 بالاخره بعد از مدتها انتظار، برف بر کف خیابونهای شمرون هم نشست. البته من که طاقت نیوردم و زدم به کوه و کوهستاننیشخند

یه کلکچال رفتم وسط هفته که عید قربون بود. یه بار دیگه هم جمعه اش. دیگه وقت نداریم سرمون رو بخوارونیم. احتمالا این هفته هم برم، منتهی باید صبح زود برم زود بیام.

بچه های خانه هم که تو مجمع عمومی، معلوم نبود چی کار می خوان بکنن. بابا انتخابات، داوطلبانه است. هم برای کاندیداتور ها، هم برای رأی دهندگان. یه گروه کوچیک که محدودیت نمی خواد برای رأی دادن. ای کاش تو همون پارس شمیران مونده بودم. اونجا حداقل می دونستن من 2 سال چه جوری کوه نوردی کردم و کجا هستم. به هر حال خودم خواستم و ضرر هم نکردم. دوست داشتم ببینم. تجربه خوبی بود. احتمالا چند تا برنامه دیگه باهاشون برم و خداحافظ. بریم گروه های دیگه رو تجربه کنیم و برگردیم گروه خودمون!

ایشاالله تا سال دیگه هم مربی گری رو می گیرم و یه سر و سامونی به گروه می دیمچشمک

   + - ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٦

آبک ( 1/9/1387)

گروه کوه نوردی خانۀ کوه نوردان تهران

موقعیت جغرافیایی: میگون در ادامۀ جادۀ فشم به سمت شمشک قرار دارد و هنگام صعود قلّۀ آبک کاملاً در دیدرس قرار دارد.

 

توپوگرافی: قلّۀ آبک با ارتفاع حدود 3488 با فاصله در شمال قلّۀ توچال قرار دارد از دامنۀ آن هملون و دیزین و ... کاملاً نمایان است.

 

اولین روز از ماه آذر، با دو ماه تأخیر (چه بسا قرار دادن این برنامه در اوایل مهرماه به صعود موفقیت آمیز تمامی افراد کمک می کرد. )در اجرای برنامه برای صعود به قلّۀ آبک از سمت شهرداری تجریش راهی میگون شدیم.

 به هر حال ابتدا به قصد صعود قلّه از سمت یالی که شروعش آب انباری کمی بالاتر از جادۀ شمشک و میگون بود، شروع کردیم

ساعت 7:20َ بود و قهوه خانۀ لب جاده را به عنوان اولین نشانه ترک گفتیم. هر چند تقریباً در کل مسیر صعود با وجود مه آلود شدن های متوالی هوا، جاده ای که از مینی بوس پیاده شدیم، به وضوح نمایان بود و احتیاجی به ثبت دقیق محل های گذر، نداشت؛ اما همان طور که ذکر شد، بیم، از مه آلود بودن هوا و تیغه ای بودن یالی که قصد صعود از آن را داشتیم، امکان منحرف شدن در برگشت را می داد.

  ادامه مطلب  
   + - ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٥

آبک (1/9/1387)

موقعیت جغرافیایی: میگون در ادامۀ جادۀ فشم به سمت شمشک قرار دارد و هنگام صعود قلّۀ آبک کاملاً در دیدرس قرار دارد.

توپوگرافی: قلّۀ آبک با ارتفاع حدود 3488 با فاصله در شمال قلّۀ توچال قرار دارد از دامنۀ آن هملون و دیزین و ... کاملاً نمایان است.

 

اولین روز از ماه آذر، با دو ماه تأخیر (چه بسا قرار دادن این برنامه در اوایل مهرماه به صعود موفقیت آمیز تمامی افراد کمک می کرد. )در اجرای برنامه برای صعود به قلّۀ آبک از سمت شهرداری تجریش راهی میگون شدیم.

 به هر حال ابتدا به قصد صعود قلّه از سمت یالی که شروعش آب انباری کمی بالاتر از جادۀ شمشک و میگون بود، شروع کردیم

ساعت 7:20َ بود و قهوه خانۀ لب جاده را به عنوان اولین نشانه ترک گفتیم. هر چند تقریباً در کل مسیر صعود با وجود مه آلود شدن های متوالی هوا، جاده ای که از مینی بوس پیاده شدیم، به وضوح نمایان بود و احتیاجی به ثبت دقیق محل های گذر، نداشت؛ اما همان طور که ذکر شد، بیم، از مه آلود بودن هوا و تیغه ای بودن یالی که قصد صعود از آن را داشتیم، امکان منحرف شدن در برگشت را می داد.

توچال درست پشت به ما، یال شمالی اش را به رخ می کشید و فکر برنامه های اسکی و اسنوبرد را در ذهن ما می انداخت.

در طول مسیر که تقریباً رو به سمت شمال بود و گه گاه به زیگ زاگ های شمال شرقی به شمال غربی انحراف داشت، سرپرست تیم، جناب آقای حسین شیرازی با کمک دیگر مربیان و کوه نوردان با تجربه و برجستۀ خانۀ کوه نوردان تهران من جمله عباس آقا و محمود خان که از هیمالیانوردان تیم ملی نیز بودند، آموزش هایی را متذکر شدند.

مه آلود بودن هوا و نیز تیغه ای بودن مسیر به خصوص لیز بودن سنگ ها در اثر رطوبت برف ها از ارتفاع3000 به بعد، ادامۀ صعود برای همۀ تیم را با مشکل مواجه می کرد. حتی اگر احتمال خطرهای احتمالی کم می بود، زمان اندک ما را به فکر وا داشت تا در مورد ادامۀ مسیر تصمیمی جدی بگیریم.

اولین برنامه ای بود که با گروه جدیدم اجرا می کردم. هر چند صعود به قلّه جز با پنج نفر از افراد با تجربه و سرشناس گروه انجام نشد، ولی فکر می کنم، تمامی همنوردانم از تصمیمی که برای برگشت گرفته بودیم، خوشحال بوده و همگی هدف اصلی را حضور در برنامه و سعی و تلاش و کوشش می دانستیم و این خود موفقیتی برای تیم به شمار می رفت.

تجربه های خوبی را در مورد مدیریت تیم، منطقی بودن و س مسئولیت نسبت به خود و دیگران را کسب کردیم. در کل، برنامۀ خوبی بود و ما ( تیمی که جدا شده و از صعود دست کشیدیم ) حدود ساعت 12:00از زیر گرده ای که در ارتفاع 3200 متری بر روی یال قرار داشت، و با سرعتی آرام و با احتیاط فرود آمده، حدود ساعت 15:00 در زیر همان آب انباری که صبح دیده بودیم، به استراحت و صرف نهار پرداختیم. لازم به ذکر است که صبحانه را در کنار اولین سنگ بزرگی که در روی مسیر یال قرار داشت ( که برای راحتی از کنار آن ادامه مسیر دادیم ) صرف نمودیم.

قرار بود مینی بوس ساعت 17:00 در همان نقطه ای که پیاده شدیم حاضر باشد که ما کمی زودتر ( حدود ساعت 7:00 ) چند دقیقه ای، جادۀ خاکی ای را که تا کنار جاده اصلی بود طی کردیم و به سمت میگون ادامه دادیم.

میان راه مینی بوس رسید و برای سوار کردن دوستانمان به طرف میگون رفتیم. اما وقتی مطلع شدیم از همان مسیر رفت، برگشته اند ( ظاهراً بر روی یال شمال شرقی ساخت و ساز هایی انجام شده که مجبور بوده اند قسمت های انتهایی را تراورز کنند ) دوباره به آنجا بازگشته و حدود ساعت 17:10َ همگی به سمت تهران حرکت کردیم.

زمان سپری شده تا پای کار از شهرداری تجریش، حدود یک ساعت و نیم طول کشید و در برگشت به دلیل ترافیک سنگین این مدت افزایش یافت. ولی در کل این برنامه با احتساب رفت و آمدها در زمستان یک روزه و در تابستان حتی در نصف روز قابل اجراست.

   + - ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٥